غلامعلى صفايى
337
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
شاهد : در حذف مضاف اليه مفرد « بعضا » و جايگزينى تنوين عوض به جاى آن است و اصل آن اين گونه « بعضها بعضها » بوده است . معناى حديث : « و مىآيد فرمان خداوند آنچه كه اراده مىكند از دوبارهسازى خلايقش ، آسمان به حركت درمىآيد و مىشكافد و زمين را واژگون مىسازد و متزلزل مىگرداند و كوههاى زمين از جا كنده و پراكنده مىكند و برخورد مىكند بعضى از كوهها بر بعضى ديگر از هيبت جلالش و ترس عظمتش » . و قيل : قول ديگرى دربارهء تنوين « كل و بعض » اين است كه تنوين آنها ، تنوين تمكين است كه بعد از قطع از اضافه ، اين تنوين به « كل و بعض » رجوع و ملحق مىشود ؛ زيرا اين دو كلمه به جهت اضافه شدن ، نمىتوانستند تنوين بپذيرند چون اضافه با تنوين سازش ندارد و معارض هم هستند لكن وقتى مضاف اليه حذف شد ، تنوين اين دو كلمه - قبل از اضافه - كه تنوين تمكين مىباشد ، بدون معارض مىشود و باز مىگردد . الرابع : چهارمين موضع استعمال تنوين عوض ، جائى است كه تنوين ، عوض از جمله مضاف اليه مىباشد ، مانند تنوين ملحق به « إذ » در اين آيهء شريفه : وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ ( الحاقة / 16 ) . شاهد : در الحاق تنوين عوض به « إذ » مىباشد در حالى كه مضاف اليه « إذ » جمله « انشقت » بوده و حذف شده است . شايان ذكر است كه همواره مضاف اليه « إذ » جمله مىباشد و تقدير آيه اين گونه است : « فهى يوم إذ انشقت واهية » كه « هى » مبتدا و « واهية » خبر آن است و « يوم » ظرف متعلق به « واهية » و مضاف به « إذ » مىباشد . بايد توجه داشت كه چون نون تنوين و ذال « إذ » ساكن هستند به جهت رفع التقاى ساكنين به ذال كسره داده مىشود لذا آن تنوين به صورت تنوين جر آورده مىشود . ولى اخفش قائل است كه اين تنوين ، تنوين تمكين است ، زيرا « إذ » بعد از حذف جملهء مضاف اليه ، شباهت افتقارى آن به حرف زائل مىشود و به اصل در اسماء كه معرب بودن است برمىگردد ، بنابراين كسرهء « إذ » كسرهء اعرابى است و